ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
354
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
او را در مورد بختيشوع بهطورىكه نمايندهء وى نوشته است مورد اعتراض قرار ده و به او دستور داد ، آنچه از او گرفته شده است ، بنمايندهء او برگرداند . سليمان نامه را فورى با قاصد مخصوص كه يكى از خواص خدمه او بود به بغداد فرستاد . بختيشوع موقعى كه درباريان و كسانى در مجلس خليفه نبودند به او گفت : يا امير المؤمنين ، من در مدت چهل سال پرهيز نكردم و دارو نخوردم و منجمان خبر دادند كه من در سال جارى خواهم مرد . براى مردن خود غمى ندارم ، فقط مفارقت از تو مرا غمگين مىكند . مهتدى با او با مهربانى صحبت نمود و گفت : منجمان كمتر راست مىگويند و چون از نزد خليفه رفت ، ديگر برنگشت . ابراهيم بن على حصرى در كتاب « نور الطرف و نور الظرف » مىنويسد : بين ابراهيم بن مهدى و بختيشوع طبيب در حضور احمد بن داود در مجلس قضا در مورد املاك ناحيهء عراق نزاع و گفتگو شد . ابراهيم نسبت به او خشونت نمود . احمد بن ابى داود در خشم شد و گفت : اى ابراهيم اگر در محضر قضا بخواهى صحبت كنى و با طرف خود مرافعه نمائى ، بايد حد وسط را رعايت كنى و به راه صحيح به روى و عصبى نشوى ، بايد بيانات تو معتدل و معقول باشد و احترام مجلس خليفه را از هر جهت نگاهدارى و توجه تو به حق باشد . اين رويه مطابق شأن و مناسب رويهء خانوادگى تو است و مثل تو مرد شريف و محترمى بايد اينگونه كه گفتم رفتار نمائى . در كارها عجله نكن . چه كه بسيارى از كارهاى عجولانه موجب ناراحتى و دليل حماقت است . در اين صورت خداوند تو را از لغزش حفظ مىكند و گفتار و عمل تو را صحيح مىگرداند و نعمت خود را بر تو تمام مىكند ، همان گونه كه نعمت خود را بر پدران تو تمام كرد . خداى تو عليم و حكيم است . ابراهيم در جوابش گفت : امر به حق كردى . خدا تو را حفظ كند كه اصرار بر ارشاد و پيروى عقل نمودى و ديگر كارى نخواهم كرد ، كه از قدر و منزلت من نزد تو كاسته شود و از چشمت بيفتم تا ناچار بعذرخواهى شوم . اينك مثل گناهكارى كه معذرت